تبلیغات
دوستان دبستانی - ارنستو چه گوارا
تاریخ : شنبه 26 دی 1394 | 07:51 ب.ظ | نویسنده : سروش موقاری
ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا
ارنستو چه گوارا
زادروز۱۴ ژوئن ۱۹۲۸
روزاریو، ایالت سانتا فه، آرژانتین
درگذشت۹ اکتبر ۱۹۶۷ میلادی (۳۹ سال)
لا ایگرا، بولیوی
علت مرگتیرباران شد
تحصیلاتدکتری طب
پیشهپزشک، چریک، سیاست‌مدار و انقلابی
حزب سیاسیجنبش ۲۶ ژوئیه
دینMarxist humanism
همسرهیلدا گادئا (۱۹۵۹–۱۹۵۵)
آلیدا مارچ ()۱۹۶۷–۱۹۵۹)
فرزندانهیلدا، آلیدا، کامیلو، سلیا، ارنستو
والدین«ارنستو گوارا لینچ» ایرلندی
مادرش «سلیا ده لاسرنا» اسپانیایی

ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا (به اسپانیایی: Ernesto Rafael Guevara de la serna) (زادهٔ ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸، روساریو، استان سانتا فه - درگذشتهٔ ۹ اکتبر ۱۹۶۷) که بیش‌تر به‌نامچه‌گوارا یا اِل‌چه شناخته می‌شود، پزشک، چریک، سیاست‌مدار و انقلابی مارکسیستزادهٔ آرژانتین بود.ارنستو چه‌گوارا در ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ در شهر روساریو (Rosario) در آرژانتین در یک خانوادهٔ ثروتمند چشم به جهان گشود. مادرش فرزند یک زمین‌دار بزرگ و پدرش نیز از یک خانوادهٔ بزرگ بود. از همان آغاز کودکی، بیماری آسم او را آزار می‌داد، به‌طوری‌که مادرش به‌خاطر ضعف سالهای ابتدایی، او را به مدرسه نفرستاد و در خانه به او درس می‌داد. اما او در سالهای بعد همواره در مدرسه و محل زندگی خود نقش رهبری کودکان هم‌سن خود را به‌عهده داشت. او فرزند ارشد یک خانوادهٔ چپ‌گرای جمهوری‌خواه بود؛ به‌همین‌دلیل از زمان کودکی مجبور بود تا با سیاست بزرگ شود و بسیار خوب با آن آشنایی پیدا کند.

«چه» در دوران نوجوانی کتاب‌های بسیاری از نویسندگان را خواند و عقاید او به همین کتب برمی‌گردد؛ مانند کتاب‌های برتراند راسل در رابطه با «عشق و میهن‌پرستی»، آثارجک لندن درزمینهٔ «اجتماعی» و کتاب‌های فریدریش نیچه دربارهٔ «مرگ».

در سال ۱۹۴۸ «چه» به دانشگاه بوئنوس (Buenos) وارد شد تا پزشکی بخواند. در دوران تحصیل، یک سال را مرخصی گرفت تا به‌همراه دوست خود به سفری با موتور به دورآمریکای لاتین برود، اما موتور در همان ابتدای مسیر خراب شد و آن دو مجبور شدند ادامهٔ مسیر را پیاده طی کنند. به‌گفتهٔ خودِ «چه»، این اتفاق باعث شد او بهتر و بیشتر با فقر و بدبختی مردم آمریکای لاتین آشنا شود. وقتی دور آمریکا را می‌پیمود، شاهد بدبختی و فلاکت مردم این دیار بود. او برای تأمین هزینه‌های سفر کارگری می‌کرد و از نزدیک فقر و بی‌سوادی مردم آمریکای لاتین را احساس می‌کرد. او دلیل این بدبختی را نظام ظالم و دیکتاتوری آن زمان دانست و برطبق مطالعاتی که ازمارکسیسم داشت، تنها راه رهایی از این فلاکت را «انقلابی مسلحانه» دانست.

در پایان سفر چه نه تنها آمریکای لاتین را یک آمریکای آزاد تصور کرد، بلکه آن را یک قارهٔ متحد و بدون مرز دید. چه بعدها تمام فعالیت‌های انقلابی خود را بر پایهٔ تحقق بخشیدن به همین تصورات انجام داد.

گواتمالاویرایش

۷ ژوئیه ۱۹۵۳ گوارا دوباره به سفر رفت. به کشورهای همچون بولیوی، پرو، اکوادور، پاناما، کاستاریکا، نیکاراگوئه، هندوراس و ال ساوادور. او در دسامبر ۱۹۵۳ به گواتمالا می‌رسد جایی که رئیس جمهور خاکوبو آربنز (Jacobo Árbenz) از طریق اصلاحات ارضی قصد براندازی نظام لاتیفوندیا (latifundia system) را داشت. گوارا در گواتمالا ماند تا آنچه لازم بود تا به یک «انقلابی واقعی» تبدیل شود را به نحو احسن انجام دهد.

در گواتمالاسیتی گوارا با هیلدا گادآ آکوستا که یک اقتصاددان پرویی بود آشنا شد. هیلدا از لحاظ سیاسی به خوبی با جناح چپ گرای «متحدین انقلابی خلق آمریکا» APRA (American Popular Revolutionary Alliance) در ارتباط بود. او گوارا را به چند مقام رسمی بلند مرتبه در دولت آربنز معرفی کرد. همچنین گوارابا چند تن از تبعیدی‌های متصل به جنبش ۲۶ ژوئیه «فیدل کاسترو» (حمله به یک سرباز خانه در سانتیاگو، کوبا) ارتباط بر قرار کرد. در طی این ارتباطات بود که گوارا لقب معروف «چه» (che) را که در آرژانتینی مانند «رفیق» به کار می‌رود کسب کرد.

سعی و تلاش چه برای اینکه یک انترن پزشکی شود موفقت‌آمیز نبود در نتیجه وضعیت مالی او اغلب دچار تزلزل بود. در ۱۵ می۱۹۵۴ یک گروهان پیاده‌نظام اسکودا و تجهیزات نظامی سبک از طرف کمونیست‌های چکسلواکی برای آربنز ارسال شد که باعث تسریع یک کودتا توسط سیا (CIA) شد.

چه بسیار مشتاق بود تا به پشتوانه آربنز بجنگد و برای همین منظور به یک گروهک نظامی که توسط جوانان کمونیست تشکیل شده بود پیوست. اما خیلی زود از کارهای گروه خسته شد و به کار پزشکی خود برگشت. در پی توطئه چه دوباره برای جنگ داوطلب شد اما چیزی نگذشت که آربنز در سفارت مکزیک پناهنده شد و از حامی‌های خارجی خود نیز خواست تا کشور را ترک کنند. وقتی هیلدا گادآ دستگیر شد چه نیز به کنسولگری آرژانتین پناه برد. چه تا چند هفته آنجا ماند وسپس به مکزیک رفت.

چه گوارا و آلیدا مارچ (نفر سمت راست)

براندازی رژیم آربنز توسط سیا این دیدگاه را در چه گوارا بوجود آورد که ایالات متحدهیک قدرت امپریالیستی است که درصدد براندازی هر کشوری است که بخواهد پیشرفت کند و آزاد باشد. وهمین باعث شد تا این که چه بیشتر از همیشه به این ایمان آورد که یک شورش مسلحانه که توسط یک جمهوری ومردم مسلح حمایت می‌شود تنها راهی است که می‌شود شرایط را به نفع چنین کشورهایی برگرداند.

گوارا در اوایل سپتامبر ۱۹۵۴ به مکزیک رسید و ارتباط خود را با «نیکو لوپز» (Niko Lopez) و بقیهٔ تبعیدی‌های ۲۶ ژوئیه (که در گواتمالا آشنا شده بود) بر قرار کرد. لوپز در سال ۱۹۵۵ او را به «رائول کاسترو» معرفی کرد و رائول هم او را به برادر بزرگترش «فیدل کاسترو» رهبر جنبش ۲۶ ژوئیه که اکنون سعی بر براندازی نظام دیکتاتوریفولخنثیو باتیستا داشت معرفی کرد. بعد از یک گفتگوی طولانی مدت با کاسترو چه به جنبش پیوست.

چه به عنوان پزشک جنبش انتخاب شد. او در تمرین‌های نظامی شرکت کرد و در آخر به عنوان بهترین پارتیزان شناخته شد. اولین عملیات انقلابی کاسترو حمله به کوبا توسط یک رزمناو بسیار قدیمی به نام «مادر بزرگ» (Granma) بود. در روز ۲۵ نوامبر ۱۹۵۶ از مکزیک به وسیلهٔ مادر بزرگ به سمت کوبا راه افتادند. اما کمی بعد از پهلو گرفتن توسط ارتش باتیستا مورد حمله قرار گرفتند. از ۸۲ نفر بسیاری کشته شدند وبسیاری هم بعد از دستگیری تبعید شدند. فقط ۲۲ نفر توانستند فرار کنند. خود چه نوشته‌است: «در همین مقابلهٔ خونین بود که من تجهیزات پزشکیم را کنار گذاشتم و برای جنگ از جسد یکی از مبارزان سلاح برداشتم.» و این گونه از یک پزشک به یک پارتیزان مبارز تبدیل شد.

چند نفری که زنده ماندند به عنوان یک گروه انقلابی فرو پاشیده در اعماق کوه‌های سییرا مایسترا (Sierra Maestra) پناه گرفتند، جایی که از طرف گروه چریکی فرانک پایس (Frank Pais) جنبش ۲۶ ژوئیه و نهادهای مردمی حمایت شدند. با عقب‌نشینی گروه به طرف کوه‌ها این سؤال پیش آمد: کاسترو زنده‌است یا مرده؟ تا این که در اوایل ۱۹۵۷ یک مصاحبه به همراه یک عکس از کاسترو و گروه چریکی اش در نیویورک تایمزچاپ شد. چه برای مصاحبه حاضر نبود اما در ماههای بعد به اهمیت رسانه‌ها در انقلابشان پی برد. سختی کوه‌نشینی و کمبود مهمات باعث شد تا چه از این روزها به عنوان سخت‌ترین روزگار یاد کند.

گوارا و کاسترو

برچسب ها: زندگی نامه،

  • paper | اخبار | خرید اینترنتی